وبلاگی بدون مخاطب!

این وبلاگ را ایجاد کردم که یکسری نوشته هایی بنویسم که همیشه دوست دارم بنویسم، یکسری حرف هایی رو بزنم که می خواستم بگم و یک چیزایی تو این مایه ها! که فایل های وردی که روی دسکتاپ نت بوکم و توی این فولدر و اون فولدر هستند رو گاهی سر و سامان ببخشم و با مخاطبی که این وبلاگ را می خواند صحبت کنم.

اما الآن که بیشتر میگذرد میفهمم این وبلاگ هم "بدون مخاطب" هست :) البته نمیدونم، ولی خوب زیاد هم قابل انتظار نبود که این وبلاگ خیلی مخاطب و بازدیدکننده داشته باشد. ولی خوب اینجوری که میبینم این وبلاگ "اصلا" خواننده ندارد! این آمار کنار یکچیزایی نشان میدهد، ولی احساس میکنم همان ها هم اشتباه میایند. یعنی یکجوری یکجایی دستشون روی یک چیز میخوره، بعد وبلاگ من باز میشه. بعد یک لحظه نگاه میکنند و با خودشون میگن: کی حال داره اینارو بخونه؟! و بعد وبلاگ رو میبیندند.

باز قدیم تر ها که اکانت فیس بوک داشتم، این نوشته ها رو روی پروفایل فیس بوکم شیر میکردم و بالاخره چند تا از دوستام می خوندن و گاهی نظر هم می دادند! ولی خوب الآن دیگه اونا هم نمیبینند، چون من پروفایل فیس بوک ندارم که روش اینا رو شیر کنم :دی

با توجه به حال و هوای "این روزها"، دارم فکر میکنم یک معرفی نامه درباره کتاب "قلعه حیوانات" اثر "جورج اورول" بنویسم که بنظرم نیازی نیست. چون اکثرا آن را خوانده اند و یا اگر نخوانده باشند هم دربارش شنیده اند. یک جستجوی ساده در گوگل هم اطلاعات خیلی زیادی درباره اش به ما میدهد. این کتاب جملات با مفهوم زیادی دارد و اگر بخواهم نقل کنم، باید تمام کتاب را اینجا نقل کنم. کاش فرصت داشتم تا یکبار دیگر این کتاب را در همین روزها می خواندم و یکسری جمله از کتاب گلچین می کردم ولی فرصتی ندارم، پس فقط یکی از جمله های بسیار معروفش را نقل می کنم که اگر کمی در دور و اطرافتان هم ببینید، مصداق آن را براحتی خواهید دید. "همهٔ حیوانات باهم برابرند، اما بعضی برابرترند."

و در پایان، شما را دعوت میکنم به خواندن شعر زیبایی از فریدون مشیری:

 سرانجام بشر را، این زمان، اندیشناکم، سخت

                                                    بیش از پیش.

که می‌لرزم به خود از وحشت این یاد.

نه می‌بیند،

          نه می‌خواند،

                    نه می‌اندیشد،

                                   این ناسازگار، ای داد!

نه آگاهش توانی کرد، با زاری

نه بیدارش توانم کرد، با فریاد!

 

نمی‌داند،

براین جمعیت انبوه و این پیکار روزافزون

که ره گم می‌کند در خون،

ازین پس، ماتم نان می‌کند بیداد!

 

نمی‌داند،

زمینی ر:.7- که با خون آبیاری می‌کند،

                                     گندم نخواهد داد!

=-+-=-+-=-+-=-+-=-+-=-+-=-+-=-+-=-+-=-+-=-+-=-+-=-+-=-+-=

دعوتتان میکنم به خواندن یک نقد و بررسی رمان قلعه حیوانات که آن را در جستجوهای اینترنتی ام یافتم و بنظرم خیلی متن خوبی هست.

هاینریش بُل در ابتدای کتاب "آبروی از دست رفته کاترینا بلوم" می نویسد که : افراد و اتفاقات این داستان همگی تخیلی هستند. اگر آنچه نگاشته شده با شیوه عمل روزنامه نگاران روزنامه بیلد Bild شباهت دارد، عمدی و یا اتفاقی نیست بلکه اجتناب ناپذیر است. بنظرم این متن، متن خوبی برای توضیح کتاب "قلعه حیوانات" نیز هست، فقط جای بعضی از کلمات چون "روزنامه نگاران روزنامه بیلد" را باید با "..." عوض کرد!

*پ.ن: اگر این نوشته را تا به انتها خواندید، خواهش میکنم اگر فرصت و تمایل داشتید، یک نظری بنویسید :)

/ 5 نظر / 10 بازدید
باجه (سیستم افزایش بازدید)

با سلام وبلاگ خوب و قشنگی دارید و پست های خوبی میزارید اگه خواستید امار بازدید وبلاگتون رو افزایش بدید به ما سر بزنید http://rank.bajeagahi.ir/guide.php

ساعت بند چرم الیزابت

تبادل لینک نام عبارتی است که اصولا در بین صاحبان وبسایت و وبلاگ رایج است . در تبادل لینک صاحبان وبسایت و یا وبلاگ جهت افزایش بازدیدکنندگان صفحه ی اینترنتی خود ، از یکدیگر درخواست درج آدرس اینترنتی وبسایت و یا وبلاگ خود در صفحه ی اینترنتی هم مینمایند . این عمل موجب افزایش امتیاز آنان در موتورهای جستجو نیز می باشد . نوع دیگر تبادل لینک نام آن تبادل لینک اتوماتیک میباشد ، در این نوع تبادل وبمسترها درخواستی را جهت تبادل لینک از یکدیگر انجام نمی دهندو تنها با انجام مراحلی به صورت اتوماتیک تبادل لینک انجام می شود یکی از شیوه های موثر افزایش بازدید و افزایش رتبه در موتورهای جستجوگربرای وب سایت ها و وبلاگ ها استفاده از تبادل لینک با سایر سایت ها می باشد ممنونم اگه لینک کن فروشگاه اینترنتی آوش www.avashshop.ir سایت تفریحی آوش ww.avashnema.ir سیستم تبادل لینک سایتم فعال شد http://avash.vvs.ir/linkman/links.php

کرم کتاب

خوب باید بگم که من با داشتن سه تا وبلاگ به این نتیجه رسیدم که هرچی وبلاگی پرت و پلا بیشتر بنویسه خوانندگانش بیشتر هستن .. تازه به سرم زد که برم به این آمارگیران کتاب خوانی بگم که اگر مایل هستن که سرانه مطالعه در فضای مجازی رو بررسی کنند بیان وبلاگهای کتاب خوانی راه بیاندازن ...

کرم کتاب

من این کتاب رو 12 سال پیش خوندم و الان دیگه چیزی ازش یادم نیست ... باید مرور کردش ... امرسون میگه که کتابهایی که خواندم مثل غذاهایی که خوردم رو یادم نمیاد اما همون ها افکار من رو شکل دادن ... :) به نظرم خیلی حرف درستیه ...

حسین

با سلام من کتاب قلعه حیوانات را خوانده و فیلم آن را که بسیار زیباست دیده ام. این کتاب روایتی در مورد انقلابات کمونیستی است اما دارای جنبه های بسیار زیبا و ارزشمندی است. امیدوارم خواندن چنین کتابهایی امکان تفکر انتزاعی را برای همگان بیشتر کند. موفق باشید