حال خوب

حال خوب یعنی چه؟! کی حال ما آدم ها خوب است؟

حال خوب من شاید آن لحظه ای باشد که در شرایطی بسیار مربوط به یک موسیقی به آن گوش میدهم. شاید شنیدن والتزی از شوپن صبح هنگام، وقت شروع به فعالیت.

شاید شنیدن قطعه ای ریتمیک از گروه دارکوب در جاده چالوس، وقتی شیشه ها رو پایین داده ام و ماشین با سرعت دارد می رود.

شاید شنیدن You raise me up جاش گروبن، وقتی که احساس می کنم شکست خورده ام و یا ناراحتم.

شاید شنیدن killing me sofly از روبرتا فِلَک و به یاد آوردن زمانی که کاوه داشت این آهنگ رو می خوند ولی ضمایر رو از His به Her تغییر می داد.

شاید شنیدن آهنگ Make me strong از سامی یوسف، وقتی نیاز به یک فضای معنوی دارم.

شاید شنیدن قطعه Doll's funeral از چایکوفسکی، شاید شنیدن سمفونی 5 و 6 و 9 بتهوون، شاید شنیدن فانتزی موتزارت برای ویولن، شاید زمانی که کورال شومان رو خودم می نوازم، شاید هزاران آهنگ دیگه، وقتی در ذهنم زیبایی ها، آرزو ها، رویاها، خاطرات و یا خیلی چیزهای دیگه رو تداعی می کند.

شاید شنیدن قطعه ی "چرا چیزی نمیگی؟" از مهدی باقری، یا "عید" مهدی یراحی، "تو میتونی" از شهرام شب پره، وقتی برایم یک زمان بسیار تلخ و شیرین و غمناک ولی زیبای زندگیم رو تداعی می کنه.

حال خوب من شاید خواندن آخرین خط یک رمان و یا داستان کوتاه باشد، وقتی که دیگر همه چیز تمام شد. یک داستان به پایان رسید و بزودی خاطره شد. وقتی شروع می کنم به دوره داستان برای خودم و حس زیبای خودم وقتی میان تک تک اشخاص داستان بودم. یادآوری خاطرات تلخ و شیرینی که با اشخاص حاضر در داستان داشتم.

حال خوب من شاید آن چند دقیقه زیبای پس از رسیدن به موفقیتی خاص باشد. وقتی راهنمایی نمونه دولتی و بعد از آن دبیرستان نمونه دولتی قبول شدم، پس از رسیدن خبر قبولی، حس چند دقیقه ای بسیار لذت بخشی رو تجربه کردم که بنظر کل زحماتی که کشیده بودم را کافی بود. خیلی اوقات فکر می کنم تفاوتی چندانی نداشت اگر مدرسه نمونه دولتی درس خوانده بودم یا مدرسه عادی، ولی شاید تنها نکته ی مهم قبول شدن، همین حس چند دقیقه ای بعدش بود. وقتی چشم هایت از خوشحالی برق می زند، و با خودت یا با خدای خودت صحبت می کنی و با فریادی در دلت که فکر میکنی الآن چندین و چند نفر می شنوند، می گویی :"خدایا شکرت! بالاخره بهش رسیدم!"

حال خوب من شاید همان لحظات کوتاهی باشد که با دوستانم هستم، وقتی از ته دل می خندیم. امسال وقتی در اردوی نوروزی مدرسه، دور هم با بچه ها جمع شده بودیم، وقتی این همه شادی و خنده را دیدم که فقط در این جمع می توان حس کردش را دیدم، گریه ام گرفت که چقدر زود بدون دانستن ارزش این جمع داریم جدا میشیم.

حال خوب شاید آخر روزی باشد که بدانی در روز کارهایی که می خواستی را انجام دادی و کار مانده نداری.

حال خوب شاید خیلی چیزها باشد، شاید حتی نوشتن این نوشته. شاید لحظات کوتاهی که حتی خودت هم ازشان غافلی. حال خوب شاید زمانی باشد که داری می خندی، شاید زمانی باشد که داری گریه می کنی....

/ 2 نظر / 8 بازدید
کوثرم

حال خوب من وقتی بود که درست بعد از دو ماه و نیم دوباره خودمو پیدا کردم نمیدونی چه حال خوبی بود اون روز