فلچرلیند

فلچر، مرغ دریایی ای رها، مرغی با تمامی مصائب و مشکلاتی که دیگر مرغان فوج دارد، قدم به سوی آزادی بر می دارد، قدم به سوی کشف خود، قدم به سوی کشف جهانی ناشناخته! و در این زمان است "جاناتان"، این مرغ دریایی آگاه و تا حدود بسیاری خود ساخته به کمکش می آید، می آید تا جاناتان را به مسیری سوق دهد که مسیر "آزادی و روشنایی"ست نه مسیر "جهالت و تاریکی".


فلچر بزرگ می شود، رشد می یابد و خود روزی آموزگار می شود، آموزگاری که هم برای هزاران مرغ معلم، و هم یک نشان از "آزادی"، یک نشان از "عظمت"، یک نشان از "نور" و ... .

جاناتان ها و فلچر ها در دنیای ما انسان ها نیز هستند، کم نیستند ولی ما نمیبینمشان چون نمی خواهیمشان! قصد ندارم نام ببرم که "نام" ها مهم نیستند، "مفهوم" است که تغییر می دهد، می سازد و رشد می دهد!

این وبلاگ فلچر نام گرفت، چون می خواهد دنبال مفهوم فلچری بگردد، می خواهد جاناتان ها را بیابد.
این وبلاگ فلچر نام گرفت، چون می داند که در داستان تمامی فلچر ها و جاناتان ها، روزی هم بود که "فلچرلیند هنوز خیلی جوان بود"، چون می داند که روزی حتی جاناتان استاد نیز "در همه حال زمانی که سرعتش از صد کیلومتر در ساعت (می) گذشت به شکل توده ی درهم شده ای از پر در (می)آمد و با از دست دادن مهار خود در آب سرنگون (می)شد!"
وبلاگ فلچر نام گرفت، چون دانست که هیچ نمی داند ........

/ 0 نظر / 10 بازدید