یوسف آباد خیابان سی و سوم

من هر دو کار سینا دادخواه رو خوندم. هنوز نمیدونم اگه این کارای ایرانی رو بخواهم با کارهای خارجی مقایسه کنم چه نظری خواهم داد و البته مقایسه هم نمی کنم. تازه تازه شروع کرده ام دارم رُمان ایرانی هم میخونم و مُهمترین مزیتشون فضای آشناشون هست. تو کارای دادخواه، زیباتر بنظرم از یوسف آباد بهتر و قوی تر بود. ولی یوسف آباد خیابان سی و سوم فضای عالی ای داشت. برای مَن که خونمون نزدیک اکباتان هست و از بچگی همش تو اکباتان و دریاچه استادیوم آزادی و اینجور جاها بودم و اواخر هم کلی تو یوسف آباد و ولیعصر و توانیر گشت زدم، برای من که پارک نیاوران رو از نزدیک لمس کردم و تک تک آهنگ هایی که دربارشون توی کتاب حرف زده شد رو بار ها و بار ها شنیدم، برای من که بار ها و بار ها توچال رفتم واقعا رُمان جالبی بود. کاری با ایده و حرفهاش و سبک نگارش سینا دادخواه ندارم، اون فضایی که رُمان داشت اتفاق میفتاد همین جا بود، همین دور و بر خودم. البته باز هم بر این باورم که این رُمان برای دهه شصتی ها هم حسی بیشتری را بر می انگیزد، نمیدونم چرا ما بین این کتاب همش داداشم و دوستاش تو ذهنم بودن. شاید یکی از دلایل جالبیش برای منم این بود که کودکیم رو کنار 2 برادر و خواهری که از من خیلی بزرگتر بودن گذروندم.

/ 1 نظر / 11 بازدید
امیررضا

اره مسعود،منم باهات موافقم که داستان از لحاظ جو و فضا فوق العاده بود،نویسنده تو نشون دادن ریز ترین احساسات انسانی خیلی خوب عمل کرده و من کتاب رو جوری میخوندم که انگار دارم یه فیلم با تم سیاه سفید میبینم.فیلمی صامت و بدون موسیقی متن.