voluntary work

امروز روزِ جهانی کار داوطلبانه هست. وقتی میگیم کارِ داوطلبانه ذهنمون معطوف میشه به کارِ داوطلبانه تو بهزیستی، محک، یا همچین چیزایی. اما در صورتیکه معنا و مفهوم کارِ داوطلبانه در کشورهای دیگه چیزی فراتر از اینهاست. دیکشنری لانگمن، کارِ داوطلبانه رو کاری توصیف میکنه که توسط اشخاص، با تمایل شخصی و بدون دریافت هزینه انجام میشه. و خُب این صرفا کار در انجمن ها و یا خیریه ها نیست. شاید شخصی برنامه نویسی به تازگی آموخته باشد و خودش برود بصورت داوطلبانه در یک کمپانی برنامه نویسی فعالیت کند تا آموخته های خود را به صورت عملی پیاده کند و کسب تجربه و مهارت کند. یا شخصی دانشی در حوزه تبلیغات کسب کرده باشد و برود بصورت داوطلبانه در کمپانی تبلیغاتی فعالیت کند. همینطور میشه کار خیریه رو هم تعریف کردی، شخصی تمایل به فعالیت خیریه ای دارد، میرود اینکار رو بدون دریافت هزینه و با تمایل شخصی انجام می دهد.
ولی مسئله ای اینجا هست که کار داوطلبانه رو وقتی انجام میدهیم که حداقل کمی از دانشش رو هم داریم. یعنی مثلا شخصی که میرود یک کمپانی برنامه نویسی کارِ داوطلبانه انجام می دهد. صد درصد در این زمینه -هر چند کم- دانش و اطلاعات دارد. ولی خُب آیا ما برای کارِ داوطلبانه در یک خیریه هم چنین دیدی داریم؟

حقیقت مسئله این است هر سالِ انرژی و پول و انگیزه ی زیادی در کارهای خیریه گذاشته می شود، اما متاسفانه بازده این کار ها کمتر از آن چیزیس که انتظار می رود. یادم میاد یکی از بزرگان علم مدیریت و استراتژی یک جمله ای داشت به این مضمون که خیریه ها رو باید مثل یه کسب و کارِ جدی، جدی گرفت. بنظر من حرف کاملا درستیه، درستِ که فعالیت خیریه به ما درآمد مادی نمیدهد، اما هدف هیچ یک از ما هم از فعالیت خیریه، درآمد مادی نیست. بنظر من وقتی میخواهیم کارِ خیریه انجام بدیم، به معنای نهفته ای که در کارِ داوطلبانه هست نیز باید دقت کنیم. برای انجام کاری باید دانش لازمش رو نیز داشته باشیم.

البته یه سری پوزیشن ها هستند که کارِ داوطلبانه همراه با آموزش هست. یعنی مثلا باغبونی رو شاید من هیچی بلد نباشم، ولی میرم پیشِ یه باغبون و همونجا هم یاد میگیرم. یا مثلا کارهای عملی بدون دانش، مثل جابجا کردن وسایل یا اینجور چیزا رو میشه بدون دانش انجام داد، ولی حداقل باید تفکیک کنیم اینکارارو با کارایی که نیاز داره به پیش زمینه علمی.

/ 0 نظر / 14 بازدید