هسه خوانی (1)

)9f)Eچندی پیش تو یکی از پُست ها از قصدم برای هسه خوانی گُفتم. چند روز پیش آغاز کردم و تا الآن سیذارتا را کامل خوانده ام. می خواهم توی چند پُست با گذر زمان چیز هایی که از هسه میاموزم رو بهتون بگم. اینم باید بگم که من بعضی موقع ها تو نوشته های هسه به چیزایی برمیخورم که برام قابل درک و قابل قبول کردن نیستند، روشون فکر میکنم تا شاید روزی به نتیجه ای رسیدم دربارشون.

یکی از مهمترین آموزه هایی که شخصیت سیذارتا به من میده اینه که سیذارتا یه راهی رو فکر میکنه دُرُسته، سالیان سال در پِی اش میره، بعد یه روز میفهمه غلطه، راه رو کنار میگذاره و به راه جدیدی که فکر میکنه درسته میره. و حتی در نهایت رفتن به این راه های درست و غلط و تجربه کردن رو بخشی از مسیر رسیدن به حقیقت میدونه.
این قابلیت که با همه چیز در می آمیزه ولی روشون گیر نمیکنه و به قولی دُگم نمیشه و همواره حقیقت جو هست و با رسیدن به راهی فکر نمیکنه که این راه حقیقتِ مُطلق هست خیلی ویژگی آموزنده ای هست.

یه ویژگی سیذارتا هم زندگی در لحظس، سیذارتا به باور وحدت وجود و اینجور چیزا میرسه (که خیلی برام قابل درک نیست) اما این ویژگی رو به سیذارتا میده که همواره در لحظه باشه و همواره در اول و میان و آخر باشه، مثل رود که همیشه تازه میشه و همواره هم تو ابتدای رود هست هم تو میان و هم تو انتها.

سیذارتا یه دید کُل نگر به جهان داره، یه دیدی که همه چیز جهان رو با هم میبینه و این دید بنظرم خیلی به آدم در شرایط مختلف کمک میکنه. بگذارید یک جمله را از کتاب نقل کنم که مفهوم را بهتر برسانم:
"همه این آوازها، همه این امیال، همه این آرزوها، همه این رنج ها، همه این لذات، بدی ها، خوبی ها همه با یکدیگر جهان را تشکیل داده و همه با هم جویبار حوادث و نغمه زندگی را به وجود آورده بودند."

یه ویژگی داره سیذارتا که هنوز فکرمو مشغول کرده و دارم روش فکر میکنم. سیذارتا اصلا فُرم گرا نیست، سیذارتا دُنبال حقیقت هست ولی دُنبال آموزه های بودا یا هر چیزی شبیه اینا نیست. تنها راه رسیدن به حقیقت رو تجربه کردن مستقیم حقیقت میدونه نه درگیر کردن خود با آموزه ها و قوانین. حتی یه جایی بعد از اینکه بودا رو ترک میگه با خودش صُحبت میکنه و میگه چقدر احمق بودم که برای شناخت حقیقت به شناخت خودِ حقیقت موجود، جهان هستی رو نیاوردم و همیشه جهان رو به عنوان فربینده و این چیز ها شناختم.

 

/ 2 نظر / 8 بازدید
samad

من هسه خیلی وقت پیش خوندم شاید باید دوباره بخونم شاید بگی چه ربطی داره به تو گفتنش اما از حرفهای دیگه که بهتره حرفهایی که همشون تکرارین و من خیلی ازشون خسته شدم میخوان بهم قالب بدن الان میرم تو پارک که هارمونیکا بزنم بالاخره تا وقتی هنوز زندم باید یه کاری بکنم شاید هم دوباره هسه بخونم.......

birdman

نمی دونم «دمیان» رو خوندی یا نه، اگه مایل به خوندن کتابهای هرمان هسه هستی از دستش نده. برای من به شخصه کتاب تاثیرگذار و فوق العاده‌ای بود.