قوانین زندگی

دیدم که خیلی از بزرگان یه سری قوانین برای زندگی خودشون دارن. بنظرم این قوانین چیز های جالبی اند، اگر برای خودمان قوانین شخصی ای معین کنیم نگرشمان متفاوت تر خواهد شد و تصمیم های بهتری خواهیم گرفت. منم دوست دارم یه همچین قوانینی برای خودم تهیه کنم و داشته باشم و باهاشون زندگی کنم. اینایی که این پایین مینویسم رو تازگی درباره اش فکر کردم، شاید زود تغییر کند. پس اینها قوانین فعلی زندگی من هست.

1- نمیشه همیشه از قوانین پیروی کرد. گاهی نمی خواهیم، نمی توانیم و یا نمی شود آنها را رعایت کرد.

بنظرم همیشه نمی توان قوانین رو رعایت کرد. البته بنظرم این نسبت باید 95 به 5 باشه، یعنی در 95 درصد مواقع رعایت کرد و اون رعایت نکردن های احتمالی تنها 5 درصد مواقع باشند یا حتی کمتر.

 

2- گذشته رو باید پذیرفت و دربارش صادق بود.

بنظرم لزومی نداره که بخواهم گذشتم و خاطراتم و کارهای غلطی که کردم و شکست هایی که خوردم و اینجور چیزها رو تکذیب یا مخفی کنم.(چه برای خودم چه برای دیگران) قبول کردن و صادق بودن درباره گذشته بهترین کار برای بالا بردن آرامش روانیم هست.

 

3- هدف داشتن تو زندگی خوبه، اما یه آدم بی هدف هم میتونه پیشرفت کنه و زندگی با کیفیتی داشته باشه.

من همیشه با این قضیه کلنجار میرفتم که هدفم تو زندگی چیه. برای این سوال هم همیشه با چند جواب مواجه می شدم. بخاطر همین به این نتیجه رسیدم که میشه همینجوری جلو رفت و پیشرفت کرد تا بالاخره روزی به این نتیجه برسم که هدف اصلیم چیه. البته در همین بی هدفی هم میشه هدفای کوچیک گذاشت که فلان چیز رو یاد بگیرم، فلان سفر ها رو بکنم، فلان دانشگاه برم، فلان رشته بخونم و ... . ولی همه ای اینا باید در راستای همون چند جواب کرد و بنظرم باید آماده بود هر روزی که به نتیجه رسیدی که چیه هدفت یهویی کل زندگیت رو در راهش بذاری.

 

4- تا جایی که امکان پذیر باید تجربه های انسانی کسب کنم.

باید تجربه انسانی رو تعریف کنم. تجربه انسانی بنظرم هر کار متفاوتی از کارای روزمرم هست. از خوندن کتاب در حوزه هایی که تا حالا نخوندم بگیر تا رفتن به جاهایی که قبلا نرفتم و انجام دادن کارهایی که قبلا نکردم. آموختن مهارت ها و دانش هایی که قبلا نداشتیم ( و شاید حتی به هیچ دردمون نخوره، فقط میخایم لذت ببریم شاید) و همه ی این چیزا. بنظرم هم باعث میشه زندگی غنی تر بشه هم اینکه دید متفاوتی به آدم میده هم اینکه شاید به پیدا کردنِ هدفِ کمک کنه. از طرفی زندگی بزرگترین مدرسه است.

 

5- سلامتی روحی و جسمی رو باید جدی گرفت.

باید ورزش کنم و رژیم غذایی مناسب داشته باشم و سبک زندگی سالمتری داشته باشم. این خیلی در زندگی مهم است.

 

6- باز بودن در مقابل فرهنگ ها و تفکرات و عقاید متفاوت.

همیشه از اینکه در مقابل یه تفکر یا فرهنگ یا عقیده جدید گارد بگیرم بدم میومده. بنظرم باید با عقاید مختلف آشنا شد و ازشون یاد گرفت.

 

7- باید کتاب بخونم و بخونم و بخونم.

کتاب و تضاد باعث پیشرفتن. خوبیه کتاب اینه که تضاد رو هم بوجود میاره.

 

8- باید مهربان باشم.

اینم باز بدون شرح!

 

9- آماده تغییر باشم و هیچ چیز رو در جهان ثابت ندونم.

این قانون همیشه برام ترسناکه. تغییر همیشه ترسناکه.

 

10- همونقدر که شاید هدف نداشتن مهم نباشه، تِم داشتن تو زندگی خیلی مهمه.

من زندگیم درگیر روزمره هست. هر چقدر هم که بخام اینجوری نباشم بازم اینجوریم. بخاطر همین بنظرم باید تو زندگیم یه Theme داشته باشم که اینو هی تغییر بدم. تِم یعنی کارایی که اغلب اوقات تو روز انجام میدم. مثلا درس خوندن، کتاب خوندن، ورزش کردن، بیشتر فکر کردن و این چیزا میتونن بشن تِمِ من و اینارو تو روزام تکرار کنم.

 

11- باید خیلی کم به دیگران به قول بدم و در کُل سعی کنم کاری کنم که نه خودم از دیگران انتظار خاصی داشته باشم و نه دیگران از من.

این قانون بنظرم خودمم احمقانس. ولی آرامش فکری عجیبی بهم میده که بهتر زندگی کنم.

 

12- بیخیال حرفِ و فکر و قضاوت دیگران.

به این پست قبلی مراجعه شود!

 

13- دیگران رو دوست داشته باشم ولی حس مالکیت روشون نداشته باشم. طوری هم رفتار نکنم که دیگران فکر نکنن میتونن رو من حس مالکیت داشته باشن.

من از اینکه خودم رو دیگری حس مالکیت داشته باشم یا دیگری رو من کلا متنفرم. کلا بنظرم مالکیت برای کالا تعریف میشه نه انسان ها. یه انسان نمیتونه مالک یه انسان دیگه باشه.

 

14- شاید همین فردا به احمقانه بودن این قوانین پی ببرم و تغییرشون بدم یا اصلا حذفشون کنم.

این بنظرم یه جورایی همون قضیه تغییر پذیری همه چیزه.

/ 3 نظر / 15 بازدید
کاراته���نيوز

سلام... خوبي؟.. راستشو بخواي داشتم بين صفحات وب گشت ميزدم که به وبلاگ تو برخوردم... واقعا وبلاگ قشنگ و جذابي داري مطالبشم عاليه... ميخواستم اگه موافق باشي، با سايت من تبادل لينک کني.. البته ميگم.. اگر موافقي... اگه نظرت مثبت بود، به آدرس سايت من مراجعه کن و به من اطلاع بده تا من هم تو رو با نام دلخواهت تو سايتم درج کنم... البته اگه بنر هم داري، ميتوني آدرسش رو به علاوه آدرس وب خودت برام بفرستي تا بلينکمش.. منتظرتما، منو قال نذاري [شوخي]

راضیه سلطانی

خیلی عالی بود مسعود، همه این نوشته رو خیلی خیلی دوست داشتم :))

حمیدرضا

کلا شاید با قاعده بازی کردن خوب باشه،هرچند نشه تمام قوانین رو مو به مو اجرا کرد.بالاخره گاهی قوانین واسه اجرا نکردن ساخته شده ان.:) حالا کلا من رو مورد 9 وتغییر خیلی حساسم، اینکه کی باید تغییر کرد،مثه آب جوی کاملا روان بود.کی باید مثه سنگ سخت بود و بقیه طبیعت رو بشکل خودت در بیاری.